نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش‌مصنوعی: رویکردی آینده‌نگر به تحولات فناورانه

چکیده

در دهه اخیر، نقش هوش مصنوعی (AI) در شکل‌دهی به الگوهای نوآوری فناورانه به‌صورت چشمگیری افزایش یافته است. هم‌زمان، مفهوم «نوآوری پیش‌بینانه» به‌عنوان رویکردی نو در آینده‌پژوهی و مدیریت فناوری مطرح شده است که هدف آن، شناسایی زودهنگام روندها، فرصت‌ها و تهدیدهای فناورانه پیش از وقوع آن‌هاست. این مقاله با رویکردی میان‌رشته‌ای، به بررسی نقش هوش مصنوعی در توانمندسازی فرآیندهای آینده‌نگاری و توسعه نوآوری پیش‌بینانه می‌پردازد. در گام نخست، با مرور نظام‌مند ادبیات، چارچوب نظری ارتباط میان هوش مصنوعی، تحلیل داده‌های کلان و آینده‌پژوهی فناورانه تبیین می‌شود. سپس، با استفاده از مدل مفهومی پیشنهادی، نشان داده می‌شود که AI می‌تواند از طریق یادگیری ماشین، تحلیل پیش‌گویانه و مدل‌سازی سناریوها، فرآیند شناسایی فرصت‌های نوآورانه را تسریع و دقت پیش‌بینی‌های آینده‌نگر را افزایش دهد. همچنین، پیامدهای این تحول برای نظام‌های سیاست‌گذاری علم و فناوری مورد بررسی قرار گرفته و تأکید می‌شود که بهره‌گیری از نوآوری پیش‌بینانه مستلزم هم‌راستاسازی زیرساخت‌های داده‌ای، اخلاقی و نهادی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تلفیق هوش مصنوعی با آینده‌نگاری فناورانه، به ایجاد یک نظام هوشمند تصمیم‌سازی منجر می‌شود که قادر است به سازمان‌ها و دولت‌ها در مواجهه با عدم‌قطعیت‌ها و بحران‌های جهانی یاری رساند. در پایان، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران و مدیران نوآوری با اتخاذ رویکردی آینده‌محور، از ظرفیت‌های هوش مصنوعی برای پیش‌بینی و هدایت مسیرهای تحول فناورانه در راستای توسعه پایدار بهره‌برداری کنند.

واژه‌های کلیدی: نوآوری پیش‌بینانه؛ آینده‌نگاری فناورانه؛ هوش‌مصنوعی؛ سیاست‌گذاری نوآوری.

۱– مقدمه

جهان معاصر در حال تجربه دگرگونی‌هایی بنیادین در عرصه فناوری، اقتصاد و جامعه است؛ دگرگونی‌هایی که شتاب و پیچیدگی آن‌ها از هر دوره تاریخی دیگری بیشتر به نظر می‌رسد. در این میان، هوش مصنوعی[۱] به‌عنوان یکی از نیروهای محرک اصلی انقلاب صنعتی چهارم، نقشی بی‌بدیل در تغییر الگوهای تصمیم‌سازی، نوآوری و آینده‌نگری ایفا می‌کند.

فناوری‌های مبتنی بر یادگیری ماشین، تحلیل داده‌های کلان، شبکه‌های عصبی و مدل‌های زبانی پیشرفته، ظرفیت‌هایی را فراهم کرده‌اند که امکان تحلیل الگوهای پنهان، پیش‌بینی روندهای نوظهور و خلق نوآوری‌های هوشمند را به شکلی بی‌سابقه ممکن ساخته‌اند (Brynjolfsson & McAfee, 2023). در چنین بستری، مفهوم «نوآوری پیش‌بینانه» به‌عنوان پارادایمی جدید در مدیریت فناوری و آینده‌پژوهی مطرح شده است.

«نوآوری پیش‌بینانه»[۲] رویکردی است که با اتکا بر داده‌کاوی، تحلیل روندها و مدل‌سازی سناریوهای آینده، تلاش می‌کند فرصت‌های نوآوری را پیش از ظهور شناسایی و مسیر توسعه فناوری را هدایت کند. برخلاف رویکردهای سنتی نوآوری که بر کشف تصادفی یا واکنشی به تغییرات بازار متکی بودند، نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر foresight و تحلیل هوشمندانه داده‌هاست؛ بدین معنا که با ترکیب ابزارهای هوش مصنوعی و آینده‌نگاری، تصمیم‌گیری فناورانه را از حالت واکنشی به حالت کنشگرانه و آینده‌ساز تغییر می‌دهد (Rohrbeck et al., 2019).

از منظر آینده‌پژوهی، چنین رویکردی پاسخی است به جهان پرابهام و متغیری که با بحران‌های جهانی، تغییرات اقلیمی، عدم‌قطعیت‌های ژئوپلیتیکی و دگرگونی‌های اجتماعی مواجه است. در شرایطی که چرخه عمر فناوری‌ها کوتاه‌تر و تعامل انسان و ماشین پیچیده‌تر می‌شود، توانایی پیش‌بینی روندهای تحول فناورانه به یک مزیت راهبردی بدل شده است. سازمان‌ها و کشورهایی که بتوانند از ظرفیت هوش مصنوعی برای درک الگوهای آینده و هدایت نوآوری بهره گیرند، در واقع «نوآوری آینده‌محور» را تجربه می‌کنند — نوآوری‌ای که نه‌تنها پاسخ‌گو، بلکه پیش‌دست و آینده‌ساز است.

در دهه گذشته، پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که AI می‌تواند با تحلیل میلیون‌ها داده‌ی علمی، اقتصادی و فناورانه، الگوهای هم‌زمانی و هم‌گرایی فناوری‌ها را آشکار کند و مسیرهای احتمالی آینده را ترسیم نماید (Georghiou et al., 2020). برای نمونه، الگوریتم‌های یادگیری عمیق در حال حاضر قادرند بر اساس روند ثبت اختراعات، مقالات علمی و سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر، حوزه‌های نوظهور علم و فناوری را پیش‌بینی کنند. این توانایی، اساس مفهوم «هوشمندی فناوری»[۳] را شکل می‌دهد که به تصمیم‌گیران امکان می‌دهد در زمان مناسب، سرمایه‌گذاری‌های هدفمند و سیاست‌گذاری‌های آینده‌نگر انجام دهند.

با این حال، بهره‌گیری از هوش مصنوعی در آینده‌نگاری فناورانه صرفاً به توان محاسباتی محدود نمی‌شود؛ بلکه نیازمند طراحی چارچوب‌های اخلاقی، نهادی و انسانی است تا اطمینان حاصل شود که پیش‌بینی‌های فناورانه، در جهت منافع انسانی و پایداری اجتماعی به کار گرفته می‌شوند. بدین ترتیب، مفهوم «نوآوری پیش‌بینانه» نه تنها از منظر فنی، بلکه از منظر حکمرانی و اخلاق فناوری نیز اهمیت می‌یابد.

در این مقاله، تلاش می‌شود ضمن بررسی مبانی نظری نوآوری پیش‌بینانه و ارتباط آن با هوش مصنوعی، چارچوبی تحلیلی برای تبیین نقش AI در آینده‌نگاری تحولات فناورانه ارائه شود. هدف اصلی، پاسخ به این پرسش است که: چگونه هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان ابزاری آینده‌ساز، فرایند نوآوری را از سطح واکنش به تغییرات به سطح پیش‌بینی و هدایت تحولات ارتقا دهد؟

در این راستا، ابتدا پیشینه پژوهش‌های مرتبط با نوآوری پیش‌بینانه و هوش مصنوعی مرور می‌شود؛ سپس، سازوکارهای داده‌محور تحلیل روندها و سناریوسازی مبتنی بر AI تشریح خواهد شد. در ادامه، به چالش‌های اخلاقی، سیاستی و اجرایی این رویکرد پرداخته و در نهایت، مدلی مفهومی برای هم‌افزایی میان آینده‌نگاری فناورانه و هوش مصنوعی ارائه خواهد شد. یافته‌های مقاله می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاست‌های نوآوری آینده‌نگر، توسعه ابزارهای هوشمند تصمیم‌سازی و ارتقای تاب‌آوری سازمان‌ها در شرایط عدم‌قطعیت و بحران‌های جهانی باشد.

۲- مبانی نظری

۲.۱. مفهوم نوآوری پیش‌بینانه

مفهوم «نوآوری پیش‌بینانه» از پیوند میان دو حوزه‌ی «مدیریت نوآوری» و «آینده‌پژوهی» شکل گرفته است. در ادبیات مدیریت فناوری، نوآوری معمولاً به‌عنوان فرایندی تعریف می‌شود که از مرحله ایده‌پردازی تا تجاری‌سازی محصول یا خدمت جدید را در بر می‌گیرد (Tidd & Bessant, 2021). با این حال، در دهه اخیر، با افزایش پیچیدگی محیط‌های فناورانه و تسریع تحولات جهانی، نیاز به پیش‌بینی زودهنگام فرصت‌ها و تهدیدها در مسیر نوآوری بیش از گذشته احساس می‌شود. در این شرایط، مفهوم نوآوری پیش‌بینانه مطرح شد تا با بهره‌گیری از ابزارهای تحلیلی پیشرفته، تصمیم‌گیران بتوانند مسیرهای آینده فناوری را شناسایی و هدایت کنند (Rohrbeck et al., 2019).

نوآوری پیش‌بینانه را می‌توان رویکردی دانست که در آن، داده‌ها، الگوریتم‌ها و تحلیل‌های آینده‌نگر جایگزین شهود یا واکنش‌های صرف به تغییرات بازار می‌شوند. این رویکرد مبتنی بر پیش‌بینی‌های داده‌محور است و تلاش دارد با استفاده از فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، داده‌کاوی و مدل‌سازی سناریو، مسیرهای تحول فناورانه را از پیش شناسایی و به‌صورت هوشمند هدایت کند (Hines & Bishop, 2015). در این چارچوب، هوش مصنوعی به‌عنوان قلب تحلیل‌های پیش‌بینانه عمل می‌کند.

۲.۲. نقش هوش مصنوعی در فرایندهای آینده‌نگاری

هوش مصنوعی به‌طور کلی به مجموعه‌ای از الگوریتم‌ها و سیستم‌ها اطلاق می‌شود که قادر به یادگیری از داده‌ها، تشخیص الگوها، و تصمیم‌گیری بر اساس استدلال منطقی هستند. در سال‌های اخیر، کاربردهای AI در حوزه آینده‌پژوهی و مدیریت نوآوری گسترش یافته است (Brynjolfsson & McAfee, 2023). هوش مصنوعی از طریق تحلیل داده‌های عظیم[۴] و غیرساخت‌یافته می‌تواند الگوهای پنهان در روندهای فناورانه، اقتصادی و اجتماعی را آشکار کرده و زمینه‌ساز پیش‌بینی دقیق‌تر تحولات آینده شود.

به عنوان نمونه، سیستم‌های مبتنی بر یادگیری ماشین[۵] قادرند با بررسی میلیون‌ها داده از منابع گوناگون نظیر پتنت‌ها، مقالات علمی، پروژه‌های تحقیقاتی و شبکه‌های اجتماعی، «سیگنال‌های ضعیف» را شناسایی کنند،نشانه‌هایی که معمولاً پیش‌درآمد تحولات بزرگ فناورانه‌اند (Cuhls, 2019). همچنین، الگوریتم‌های تحلیل شبکه‌های پیچیده می‌توانند خوشه‌های نوآوری[۶] را مشخص کرده و مسیر هم‌گرایی فناوری‌ها را پیش‌بینی کنند.

هوش مصنوعی علاوه بر تحلیل داده‌ها، در طراحی سناریوهای آینده نیز نقشی کلیدی دارد. مدل‌های مولد مانند شبکه‌های عصبی یا مدل‌های زبانی بزرگ[۷] توانایی تولید روایت‌های سناریویی و شبیه‌سازی تحولات آینده را یافته‌اند.(Dwivedi et al., 2023)

به این ترتیب، آینده‌پژوهی از سطح تحلیل انسانی صرف، به سطح «آینده‌نگاری هوشمند» ارتقا یافته است؛ جایی که انسان و ماشین در کنار هم به تولید بینش‌های آینده‌محور می‌پردازند.

۲.۳. نوآوری پیش‌بینانه در بستر هوش مصنوعی

نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI، بر سه ستون اصلی استوار است: پیش‌بینی داده‌محور، تصمیم‌سازی تطبیقی و بازخورد یادگیرنده. در این مدل، داده‌ها نه‌تنها برای توصیف وضعیت موجود، بلکه برای پیش‌بینی مسیرهای محتمل آینده به‌کار می‌روند. به‌عنوان مثال، یک شرکت فناوری می‌تواند با استفاده از مدل‌های یادگیری عمیق، روندهای بازار را پیش‌بینی و در توسعه محصولات آتی از آن بهره‌برداری کند (Chui et al., 2022).

همچنین، در سطح سیاست‌گذاری، دولت‌ها با بهره‌گیری از AI می‌توانند مسیرهای تحول فناورانه در صنایع کلیدی مانند انرژی، سلامت یا حمل‌ونقل را پیش‌بینی کرده و برنامه‌های نوآوری ملی خود را بر آن اساس تنظیم کنند (OECD, 2023). چنین رویکردی، سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد [۸]را به سطح پیش‌بینی و آینده‌سازی ارتقا می‌دهد.

از منظر نظری، می‌توان گفت که نوآوری پیش‌بینانه حاصل هم‌گرایی سه جریان علمی است:

۱. مدیریت نوآوری[۹]

۲. آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری فناوری[۱۰]

۳. هوش مصنوعی و تحلیل پیش‌بینانه[۱۱]

ترکیب این سه حوزه، بنیان نظری مقاله حاضر را تشکیل می‌دهد و چارچوبی برای تبیین رابطه میان داده، پیش‌بینی و تصمیم‌سازی نوآورانه فراهم می‌کند.

۲.۴. تعریف مفهومی: «هوش معنوی مصنوعی»

هوش معنوی مصنوعی[۱۲] مفهومی نوظهور در تقاطع هوش مصنوعی، فلسفه معنویت و علوم شناختی است که به سامانه‌های هوشمند اطلاق می‌شود که قادر به انجام عملکردهایی در حوزه معنویت، اخلاق و مراقبت معنوی هستند. برخلاف هوش مصنوعی ابزاری که عمدتاً برای تحلیل داده، تصمیم‌سازی عملیاتی یا حل مسائل کاربردی به‌کار می‌رود، ASI هدفمند در تعامل با ابعاد انسانی-معنوی طراحی می‌شود و می‌تواند الگوهای اخلاقی، معنایی و فلسفی را شناسایی، بازتولید یا حتی پیشنهاد کند.

از منظر نظری، ASI ترکیبی از سه مؤلفه اصلی است:

۱. پردازش شناختی و تحلیلی: توانایی تحلیل متون، داده‌های رفتاری و سیگنال‌های انسانی برای استخراج الگوهای معنوی و اخلاقی

۲. شبیه‌سازی معنویت: قابلیت تولید پاسخ‌ها، سناریوها یا راهکارهایی که با ارزش‌های معنوی و اخلاقی انسانی هم‌خوانی دارند.

۳. تعامل هدایت‌شده با انسان: امکان ارائه خدمات معنوی-کمک‌یار به‌گونه‌ای که تجربه انسانی را غنی کرده و تصمیم‌گیری‌های اخلاقی و معنا محور را تسهیل کند.

هوش معنوی مصنوعی می‌تواند در حوزه‌های متنوعی کاربرد داشته باشد، از جمله: مشاوره معنوی، مراقبت‌های سلامت روان و معنوی، راهنمایی اخلاقی در تصمیم‌گیری سازمانی و تحلیل ارزش‌های انسانی در طراحی فناوری‌های نوظهور. این مفهوم همچنین با رویکردهای آینده‌پژوهانه مرتبط است، زیرا طراحی ASI نیازمند تحلیل آینده نقش معنویت و اخلاق در تعامل انسان و فناوری است.

بنابراین، ASI فراتر از الگوریتم‌های پیش‌بینی یا ابزارهای تحلیلی است و به‌عنوان یک «هوش مکمل انسانی» عمل می‌کند که توانایی تقویت بصیرت معنوی، تعمیق اخلاق و تسهیل تصمیم‌گیری ارزش‌محور را دارد. در نهایت، توسعه ASI مستلزم تلفیق هوش مصنوعی، فلسفه اخلاق، مطالعات معنویت و آینده‌پژوهی است تا سامانه‌ای ایجاد شود که هم کارآمد و هم منطبق با ارزش‌های انسانی و اجتماعی باشد (Zohar & Marshall, 2000; Dwivedi et al., 2023).

۳. پیشینه پژوهش

در سال‌های اخیر، کاربرد هوش مصنوعی در فرآیندهای نوآوری و آینده‌نگاری فناورانه به یکی از موضوعات پژوهشی برجسته تبدیل شده است. افزایش پیچیدگی محیط‌های فناورانه، تسریع تغییرات جهانی و ظهور داده‌های کلان باعث شده است که سازمان‌ها و دولت‌ها به دنبال ابزارهای پیش‌بینانه برای شناسایی روندها، فرصت‌ها و تهدیدهای فناورانه باشند. در این راستا، نوآوری پیش‌بینانه به‌عنوان رویکردی نوظهور در مدیریت فناوری و آینده‌پژوهی مطرح شده است که هدف آن، ارتقای تصمیم‌گیری راهبردی و توان نوآوری سازمان‌ها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی است.

مطالعات متعددی نشان داده‌اند که AI می‌تواند به شکل موثری در فرآیند شناسایی روندها و تحلیل پیش‌بینانه مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، (Brynjolfsson & McAfee 2023)  نشان دادند که الگوریتم‌های یادگیری ماشین و تحلیل داده‌های بزرگ، توانایی استخراج الگوهای پنهان در روندهای فناورانه را دارند و می‌توانند زمان واکنش سازمان‌ها به تغییرات را کاهش دهند. (Rohrbeck et al. 2019) نیز با بررسی چندین شرکت اروپایی دریافتند که استفاده از AI در آینده‌نگاری استراتژیک می‌تواند دقت پیش‌بینی‌های فناورانه را افزایش دهد و مسیر توسعه نوآوری را تسهیل کند.

مرور ادبیات پژوهشی نشان می‌دهد که استفاده از AI در آینده‌نگاری فناوری در حال گسترش است، اما هنوز چارچوب نظری یکپارچه‌ای برای مفهوم «نوآوری پیش‌بینانه» شکل نگرفته است. (Rohrbeck et al. 2019) با تحلیل موردی شرکت‌های اروپایی نشان دادند که سیستم‌های تحلیل داده مبتنی بر AI می‌توانند زمان واکنش به تغییرات فناورانه را تا ۳۰٪ کاهش دهند.(Cuhls .2019)  نیز در پژوهش خود بر اهمیت استفاده از هوش مصنوعی در شناسایی روندهای نوظهور تأکید کرده و آن را عامل افزایش دقت در پیش‌بینی‌های آینده دانسته است.

در ایران نیز پژوهش‌هایی در زمینه هوشمندسازی آینده‌پژوهی و کاربرد داده‌کاوی در سیاست‌گذاری نوآوری انجام شده است (احمدی و فلاح، ۱۴۰۱؛ کاظمی، ۱۴۰۲). این مطالعات نشان می‌دهند که ترکیب داده‌های علمی، فناوری و اقتصادی با الگوریتم‌های هوش مصنوعی، می‌تواند دیدی دقیق‌تر نسبت به فرصت‌های نوآوری در صنایع دانش‌بنیان فراهم آورد. با این حال، هنوز پژوهش‌های اندکی به بررسی نظام‌مند رابطه میان AI و نوآوری پیش‌بینانه در سطح مفهومی پرداخته‌اند.

در حوزه نوآوری پیش‌بینانه، مطالعاتی مانند (Chui et al. 2022) و (Dwivedi et al. 2023) به نقش AI در افزایش ظرفیت نوآوری و شناسایی فرصت‌های نوظهور پرداخته‌اند. یافته‌های آن‌ها نشان می‌دهد که ترکیب تحلیل داده‌های واقعی و مدل‌سازی سناریوهای آینده، امکان پیش‌بینی دقیق‌تر تحولات فناورانه را فراهم می‌کند و به سازمان‌ها در طراحی محصولات و خدمات نوآورانه کمک می‌کند.

از سوی دیگر، پژوهش‌های داخلی نیز به بررسی کاربرد AI در آینده‌نگاری و نوآوری پیش‌بینانه پرداخته‌اند. (احمدی و فلاح،۱۴۰۱) با تحلیل داده‌های پتنت و مقالات علمی نشان دادند که الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند روندهای نوظهور در صنایع دانش‌بنیان را شناسایی کنند. (کاظمی،۱۴۰۲) نیز بر ضرورت طراحی چارچوب‌های نهادی و اخلاقی برای به‌کارگیری AI  در فرآیندهای نوآوری و آینده‌نگاری تأکید کرده است.

با وجود رشد قابل توجه پژوهش‌ها، هنوز خلأهای مهمی در ادبیات علمی مشاهده می‌شود. نخست، پژوهش‌های موجود عمدتاً به سطح تحلیل داده و شناسایی روندها محدود شده‌اند و کمتر به مدل‌سازی سناریو و تصمیم‌گیری راهبردی پرداخته‌اند. دوم، ترکیب سیستماتیک آینده‌نگاری، نوآوری پیش‌بینانه و AI به‌طور کامل مورد مطالعه قرار نگرفته است و چارچوب نظری جامعی برای آن ارائه نشده است. سوم، چالش‌های اخلاقی و مدیریتی ناشی از استفاده گسترده از AI در فرآیندهای نوآوری و آینده‌نگاری هنوز به شکل عملیاتی و قابل اجرا تحلیل نشده‌اند.

در مجموع، مرور ادبیات پژوهشی نشان می‌دهد که نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی، پتانسیل بالایی برای ارتقای فرآیندهای آینده‌نگاری و تصمیم‌سازی راهبردی دارد، اما نیازمند یک چارچوب نظری و مدل مفهومی منسجم است که بتواند هم تحلیل روندها، هم سناریوسازی و هم چالش‌های اخلاقی و نهادی را پوشش دهد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، چارچوبی مفهومی برای تلفیق هوش مصنوعی با آینده‌نگاری فناورانه ارائه می‌دهد و نقش آن را در افزایش دقت و کارایی نوآوری پیش‌بینانه تحلیل می‌کند.

۵. چالش‌ها و خلأهای نظری

اگرچه هوش مصنوعی فرصت‌های گسترده‌ای برای آینده‌نگاری و نوآوری ایجاد کرده است، اما چالش‌هایی نیز وجود دارد. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، مسئله شفافیت و اعتمادپذیری الگوریتم‌ها است. تصمیم‌سازی مبتنی بر داده زمانی معتبر است که روش تحلیل و منابع داده روشن باشند. از سوی دیگر، سوگیری داده‌ها[۱۳] می‌تواند منجر به پیش‌بینی‌های نادرست یا تبعیض‌آمیز شود. در نتیجه، پژوهشگران آینده‌پژوهی تأکید می‌کنند که تلفیق قضاوت انسانی با تحلیل ماشینی ضروری است (Miller, 2022).

چالش دیگر، تغییر نقش انسان در فرایند نوآوری است. با افزایش اتکای سازمان‌ها به الگوریتم‌ها، خطر کاهش خلاقیت انسانی یا اتکای بیش از حد به پیش‌بینی‌های ماشینی وجود دارد. بنابراین، باید چارچوبی طراحی شود که در آن، انسان و ماشین به‌صورت مکمل عمل کنند، مفهومی که از آن با عنوان هوش ترکیبی[۱۴] یاد می‌شود (Dellermann et al., 2019).

در نهایت، خلأ نظری موجود در حوزه نوآوری پیش‌بینانه به نبود مدلی یکپارچه برای اتصال میان «داده، پیش‌بینی و تصمیم‌سازی فناورانه» بازمی‌گردد. این مقاله تلاش دارد این شکاف را با ارائه چارچوبی مفهومی بر پایه نقش هوش مصنوعی در آینده‌نگاری فناوری پر کند.

۶- روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در نوآوری پیش‌بینانه و آینده‌نگاری فناورانه، از رویکرد آینده‌پژوهی ترکیبی و استقرایی بهره می‌گیرد. این روش، امکان تلفیق تحلیل داده‌های واقعی، شناسایی روندهای فناورانه و طراحی سناریوهای محتمل آینده را فراهم می‌آورد و به پژوهشگر اجازه می‌دهد تا تصمیم‌گیری راهبردی در شرایط عدم‌قطعیت جهانی را مورد ارزیابی قرار دهد.

در این پژوهش، سه مرحله اصلی برای تحلیل آینده‌پژوهانه در نظر گرفته شده است:

  1. تحلیل روندها[۱۵] روندهای فناورانه، اجتماعی و اقتصادی با استفاده از داده‌های علمی و فناورانه گردآوری و تحلیل شدند. این مرحله شامل استخراج داده‌ها از مقالات علمی، پایگاه‌های پتنت، گزارش‌های فناوری و رسانه‌های تخصصی با کمک ابزارهای هوش مصنوعی مانند تحلیل متن و یادگیری ماشین است. هدف از این مرحله، شناسایی تغییرات مستمر و پویایی‌های فناورانه مؤثر بر نوآوری پیش‌بینانه است.
  1. شناسایی سیگنال‌های ضعیف: در این مرحله، رخدادهای نوظهور و نشانه‌های کوچک تغییرات فناورانه که ممکن است در آینده تأثیرات بزرگی داشته باشند، با استفاده از تحلیل داده‌های غیرساختاریافته و الگوریتم‌های هوش مصنوعی شناسایی شدند. این تحلیل، امکان پیش‌بینی تغییرات ناگهانی و ظهور فناوری‌های انقلابی را فراهم می‌آورد.
  2. مدل‌سازی سناریو[۱۶]: با توجه به روندها و سیگنال‌های ضعیف استخراج شده، سناریوهای آینده با تمرکز بر مسیرهای نوآوری و کاربردهای AI طراحی شدند. این سناریوها به بررسی پیامدهای فناورانه، اقتصادی و اجتماعی احتمالی کمک می‌کنند و چارچوبی برای تصمیم‌گیری راهبردی ارائه می‌دهند.

با ترکیب این سه مرحله، پژوهشگر توانسته است چارچوب مفهومی «نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی» را ارائه دهد که AI نه صرفاً به‌عنوان ابزار تحلیل، بلکه به‌عنوان موتور پیش‌بینی و تسهیل‌کننده تصمیم‌گیری راهبردی عمل می‌کند. این روش‌شناسی به ویژه در شرایط عدم‌قطعیت جهانی و پیچیدگی‌های فناورانه، امکان طراحی سیاست‌ها و راهکارهای نوآورانه را فراهم می‌آورد و با اصول آینده‌پژوهی همسو است.

۷- تحلیل روندها

در حوزه نوآوری فناورانه مبتنی بر هوش مصنوعی، سه روند کلیدی به‌ویژه برجسته شده‌اند که نقش محوری در جهت‌گیری نوآوری پیش‌بینانه دارند. این روندها با توجه به حجم داده، سرعت رشد و اثرگذاری‌شان، مبنای طراحی سناریوها و چارچوب پژوهش شده‌اند.

روند اول: انفجار سرمایه‌گذاری و مقیاس‌پذیری هوش مصنوعی

مطابق گزارشCB Insights،[۱۷] در سال ۲۰۲۴ سرمایه‌گذاری جهانی در حوزه هوش مصنوعی به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال‌های قبل رشد چشمگیری را نشان می‌دهد. CB Insights این افزایش منابع مالی به ویژه در دوره‌های «مگا‑راند» (سرمایه‌گذاری‌های بزرگ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار) متمرکز شد؛ از این رو سازمان‌ها و شرکت‌هایی که از AI  استفاده می‌کنند، توانایی ورود به مرحله نوآوری پیش‌بینانه را یافتند. این روند نشان می‌دهد که زیرساخت‌ها و منابع برای بهره‌گیری از AI به عنوان موتور نوآوری به‌تدریج فراهم می‌شوند؛ در نتیجه، در پژوهشِ پیش رو، این روند یک شاخص کلیدی برای «توانمندسازی نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی» محسوب می‌شود.

روند دوم: تسلط هوش مولد[۱۸] و پذیرش گسترده آن در سطح سازمانی

گزارش S&P Global/WEKA IO [۱۹]مطرح می‌کند که در سال ۲۰۲۴، ۸۸٪ از سازمان‌ها در حال بررسی کاربرد هوش مولد هستند و ۲۴٪ آن را به سطح «قابلیت سازمانی» ارتقا داده‌اند. این نشان می‌دهد که هوش مولد نه صرفاً در آزمایشگاه، بلکه در فرآیندهای واقعی نوآوری و تولید مورد استفاده قرار گرفته است. این روند برای پژوهش اهمیت دارد زیرا نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی، نیازمند فناوری‌هایی است که بتوانند سریع، متنوع و فراتر از تحلیل صرف وارد فرآیند خلق شوند و هوش مولد دقیقاً این ظرفیت را فراهم می‌کند.

روند سوم، ارتقای زیرساخت داده‌ای، تحلیل پیش‌بینانه، شفافیت و گسترش پذیرش جهانی  AI

گزارش‌های موسسه International Data Corporation [۲۰]نشان می‌دهند که در سال‌های اخیر، ۹۲٪ کاربران AI از این فناوری برای بهبود بهره‌وری استفاده کرده‌اند و ۴۳٪ آنها بازگشت سرمایه (ROI) قابل توجهی گزارش داده‌اند.  این شاخص‌ها، اهمیت آماده‌سازی زیرساخت‌های داده‌ای، معماری سامانه های AI و توانمندسازی تحلیل پیش‌بینانه را برجسته می‌کنند. بدون این زمینه‌ها، عبور از ابزار صرف به موتور تصمیم‌سازی برای نوآوری پیش‌بینانه ممکن نیست.

مطالعه‌ی McKinsey & Company [۲۱]درباره فناوری‌های سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که بستر زیرساختی هوش مصنوعی (مانند داده‌های بزرگ، GPUها، محاسبات لبه‌ای) به سرعت در حال تحول است و تأکیدی بر این دارد که «مدل‌های پایه[۲۲] دیگر آزمایشی نیستند، بلکه زیرساخت‌های ضروری آینده‌اند». علاوه بر این، در گزارش‌های دیگر تأکید شده که موانع اصلی مقیاس‌گذاری AI بیشتر از جنبه فنی، مربوط به داده‌ها، معماری و آماده‌سازی بستر است. برای این پژوهش، این روند کلیدی است زیرا بدون زیرساخت مناسب، نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی با محدودیت روبه‌رو خواهد شد؛ بنابراین تحلیل این روند به‌عنوان عامل محیطی در طراحی سناریوها باید لحاظ شود.

این سه روند، در کنار هم تصویر روشنی از مسیر تحول نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI ارائه می‌دهند. روند نخست منابع مالی را تأمین کرده، روند دوم فناوری را به مرحله عملیاتی رسانده، و روند سوم زیرساخت تحلیل و تصمیم‌گیری را آماده کرده است. در ترکیب، این روندها نشان می‌دهند که نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI در حال تبدیل شدن به یک واقعیت سازمانی است، نه صرفاً یک چشم‌انداز نظری.

برای پژوهش حاضر، این تحلیل روندها به‌عنوان ورودی لازم برای طراحی سناریوهای آینده، شناسایی سیگنال‌های ضعیف و تدوین چارچوب تصمیم‌گیری راهبردی عمل می‌کند. این امر امکان می‌دهد که سازمان‌ها نه فقط به واکنش به تحولات، بلکه به هدایت و ساخت مسیرهای نوآوری در برابر عدم‌قطعیت‌های جهانی بپردازند.

۸- شناسایی سیگنال‌های ضعیف

در فرآیند آینده‌پژوهی، یکی از مهم‌ترین گام‌ها، شناسایی سیگنال‌های ضعیف است؛ یعنی آن نشانه‌های اولیه، جزئی یا نیمه‌پنهان که هنوز به روند تبدیل نشده‌اند، اما پتانسیل آن را دارند که مسیر آینده نوآوری و فناوری را دگرگون کنند. در این پژوهش که به نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش‌مصنوعی می‌پردازد، پنج سیگنال ضعیف کلیدی استخراج شده است:

  1. گسترش کاربرد هوش مولد در حوزه‌های غیرتجاری

یکی از سیگنال‌های ضعیف مهم، استفاده آزمایشی از هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مانند آموزش، سلامت، هنر و فرهنگ است. این نشانه نشان می‌دهد که AI فراتر از صنایع سنتی نفوذ کرده و کاربردهای نوآورانه‌ای در حوزه‌های انسانی و اجتماعی امکان‌پذیر است. این روند، فرصت‌هایی برای طراحی سامانه‌های هوشمند مبتنی بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ایجاد می‌کند و مسیر شکل‌گیری نوآوری پیش‌بینانه را تسهیل می‌کند. در حالی که AI تاکنون عمدتاً در صنایع فناوری، تولید و خدمات کاربرد یافته، نشانه‌هایی ضعیف ظاهر شده‌اند از کاربرد AI در آموزش شخصی‌سازی‌شده، مراقبت سلامت معنوی، هنر ترکیبی و مشاوره اخلاقی. این سیگنال نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی ممکن است پا به قلمرو «خلق معنا» و «ارزش‌های انسانی» بگذارد، نه صرفاً تحلیل داده یا تصمیم‌سازی عملیاتی. اگر این مسیر ادامه یابد، نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI نه صرفاً ابزار بلکه شریک انسانی در فرآیند نوآوری خواهد شد.

  1. ظهور چارچوب‌های اخلاقی و قانونی AI در کشورهای نوظهور

نشانه‌هایی ضعیف از تدوین سیاست‌ها، توصیه‌نامه‌ها و استانداردهای اخلاقی AI در کشورهایی که پیشتر کمتر به این حوزه ورود کرده بودند، مشاهده شده است. این تغییرات محیط نهادی را بازتعریف می‌کنند و می‌توانند تعیین‌کنندهٔ مسیر نوآوری باشند. زمانی که محیط مقرراتی و اخلاقی از مرحله واکنشی به مرحله پیش‌بینانه برود، سازمان‌ها می­توانند با اطمینان بیشتری از AI برای نوآوری پیش‌بینانه استفاده کنند.

چند کشور کوچک در حال تدوین استانداردهای محلی و توصیه‌نامه‌های اخلاقی برای AI هستند. این سیگنال ضعیف حاکی از تغییر محیط نهادی و سیاست‌گذاری است و می‌تواند بر پذیرش و کاربرد AI در نوآوری پیش‌بینانه اثرگذار باشد، به ویژه در حوزه‌های حساس مانند سلامت و آموزش.

  1. توسعه سامانه‌های هوشمند با قابلیت تفسیر اخلاقی یا معنوی

پروژه‌های آزمایشی از سامانه‌هایی گزارش شده‌اند که نه فقط داده را تحلیل می‌کنند، بلکه پیشنهادهایی با جهت‌گیری اخلاقی، معنوی یا اجتماعی ارائه می‌دهند. این سیگنال ضعیف حاکی از احتمال ظهور «هوش معنوی مصنوعی» است—که به موضوع اصلی مقاله نیز نزدیک می‌شود. اگر این مسیر تقویت شود، مدل نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI باید خود را بازطراحی کند تا نه فقط فرصت‌ها بلکه ارزش‌ها و معنای انسانی را در برگیرد.

  1.  تغییرات رفتاری مصرف‌کننده سازمان‌ها در مواجهه با اتوماسیون تصمیم‌گیری

رفتارهای تدریجی کاربران که ترجیح می‌دهند تصمیم‌های شخصی یا کاری‌شان با کمک هوش‌مصنوعی و سامانه‌های هوشمند انجام شود، یک سیگنال ضعیف مهم است. این نشانه به سازمان‌ها می‌گوید که بازار به حالت «هوش‌مصنوعی کمک‌کننده‌ی فعال» تمایل پیدا می‌کند، و این امر می‌تواند شتاب دهنده‌ی نوآوری پیش‌بینانه باشد. وقتی کاربران اولیه پذیرش کنند، این فرصت به وجود می‌آید که سامانه‌های پیش‌بینانه مبتنی بر AI در سطح گسترده‌تری تدوین شوند.

افزایش تمایل کاربران برای استفاده از سامانه‌های هوشمند در تصمیم‌های شخصی و کاری، یک سیگنال ضعیف مهم است. این روند نشان‌دهنده پذیرش و وابستگی روزافزون به AI است و می‌تواند باعث افزایش اثرگذاری AI در فرآیندهای نوآوری و خلق ارزش شود.

  1. ادغام AI با فناوری‌های نوظهور مانند واقعیت افزوده و اینترنت اشیا

نشانه‌هایی اندک اما قابل مشاهده وجود دارد مبنی بر اینکه AI صرفاً در بستر الگوریتم‌های منفرد نیست؛ بلکه با فناوری‌هایی مانند IoT، AR/VR، فناوری‌های زیستی و فناوری‌های زیست‌محور همگرایی می‌کند. این سیگنال ضعیف نشان می‌دهد که مسیر نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI ممکن است از مرز هوش‌مصنوعی صرف فراتر رود و به «نظام‌های هوشمند ترکیبی» منتهی شود که قابلیت پیش‌بینی و خلق نوآوری را در سطحی تازه فراهم می‌کنند.

نمونه‌های محدود اما نوظهور نشان می‌دهند که ترکیب AI با AR/IoT می‌تواند کاربردهای نوآورانه‌ای در آموزش، تولید، بهداشت و خدمات ایجاد کند. این سیگنال ضعیف بیانگر مسیرهای احتمالی توسعه فناوری است که نوآوری پیش‌بینانه را تسهیل می‌کند و قابلیت خلق تجربه‌های فناورانه جدید را افزایش می‌دهد.

این سیگنال‌های ضعیف، اگرچه هنوز به روند تبدیل نشده‌اند، اما ظرفیت تبدیل شدن به شتاب‌دهنده‌های نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI را دارند. برای پژوهش حاضر، اهمیت این نشانه‌ها دوگانه است: اول، به عنوان ورودی برای طراحی سناریوها به کار می‌آیند و باعث می‌شوند سناریوها بیشتر از تحلیل روندهای جاری فراتر بروند؛ دوم، به سیاست‌گذاران، مدیران نوآوری و طراحان سامانه‌های AI هشداری می‌دهند که باید همکارانه با توسعه فناوری، فرآیندهای ارزش‌محور، نظارت اخلاقی و زیرساخت داده‌ای را نیز تقویت کنند.

در نتیجه، شناسایی این سیگنال‌ها به سازمان‌ها فرصتی می‌دهد تا نه صرفاً واکنش‌گرا باشند، بلکه پیش‌گیرانه و آینده‌ساز عمل کنند؛ یعنی بتوانند سیستم نوآوری خود را به‌گونه‌ای طراحی کنند که AI نه فقط ابزار، بلکه موتور خلق نوآوری پیش‌بینانه باشد، هم‌نشین انسان، ارزش‌ها و آینده.

۹- طراحی سناریوهای آینده

طراحی سناریوهای آینده یکی از مراحل کلیدی پژوهش آینده‌پژوهی است که با بهره‌گیری از روندهای جاری و سیگنال‌های ضعیف، چشم‌اندازهای محتمل آینده را ترسیم می‌کند. هدف از این مرحله، ارائه سناریوهایی است که سازمان‌ها و پژوهشگران بتوانند با توجه به عدم‌قطعیت‌های جهانی، مسیرهای نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی را پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کنند. در پژوهش حاضر، سه سناریوی اصلی بر اساس تحلیل روندها و سیگنال‌های ضعیف شناسایی شده طراحی شده است

سناریوی اول: هم‌زیستی تکمیلی[۲۳]

در این سناریو، هوش مصنوعی به‌عنوان مکمل توانایی‌های انسانی عمل می‌کند و نه به‌عنوان جایگزین. AI با تحلیل داده‌ها، شناسایی روندها و سیگنال‌های ضعیف، بینش‌های دقیق برای تصمیم‌گیری نوآورانه ارائه می‌دهد، در حالی که تصمیم نهایی و ارزش‌گذاری با انسان است. فناوری هوش مولد در این سناریو فرآیند نوآوری را تسهیل می‌کند و ظرفیت تصمیم‌گیری پیش‌بینانه را افزایش می‌دهد.

از منظر سیگنال‌های ضعیف، کاربرد AI در حوزه‌های انسانی و اجتماعی و تغییرات رفتاری کاربران که پذیرش اتوماسیون تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهند، نقش کلیدی دارند. پیامدهای اجتماعی و اخلاقی این سناریو مثبت است و ریسک‌های هویتی و اخلاقی کمترین میزان را دارند، زیرا کنترل انسانی حفظ می‌شود و AI به‌عنوان یک همکار ارزش‌محور عمل می‌کند. این سناریو برای سازمان‌هایی که به شفافیت، اخلاق و هماهنگی میان انسان و AI اهمیت می‌دهند، ایده‌آل است.

سناریوی دوم: تسهیل‌گر دیجیتال[۲۴]

در این سناریو، هوش مصنوعی نقش ابزاری پیشرفته برای تسریع فرآیندهای نوآوری و پیش‌بینی تحولات فناورانه ایفا می‌کند، اما تصمیم نهایی همچنان با انسان است. AI با تحلیل روندها و شناسایی سیگنال‌های ضعیف، راهکارها و سناریوهای احتمالی را ارائه می‌دهد و فرآیند طراحی محصول، خدمات یا مدل‌های کسب‌وکار نوآورانه را تسریع می‌کند.

سیگنال‌های ضعیف مرتبط شامل توسعه چارچوب‌های اخلاقی و قانونی AI و ادغام AI با فناوری‌های نوظهور مانند IoT و AR/VR هستند. در این سناریو، سازمان‌ها می‌توانند از AI به عنوان تسهیل‌گر نوآوری بهره‌مند شوند و همزمان چارچوب‌های اخلاقی و حاکمیتی را رعایت کنند. پیامد اصلی، افزایش سرعت نوآوری و بهبود تصمیم‌گیری است، اما ریسک‌های اخلاقی متوسط وجود دارد که نیازمند مدیریت و نظارت دقیق است.

سناریوی سوم: نوآوری مستقل[۲۵]

در این سناریو، AI توانایی طراحی و اجرای راهکارهای نوآورانه به‌طور مستقل را دارد و نقش انسان در فرآیند تصمیم‌گیری به حداقل می‌رسد. هوش مصنوعی با تحلیل روندها، شناسایی سیگنال‌های ضعیف و پیش‌بینی تحولات فناورانه، قادر است سناریوهای نوآورانه خلق کند که مستقیماً در بازار یا سازمان‌ها پیاده‌سازی شوند.

سیگنال‌های ضعیف مرتبط شامل توسعه سامانه‌های هوشمند با قابلیت تفسیر اخلاقی یا معنوی و همگرایی AI با فناوری‌های نوظهور است. پیامد این سناریو، بیشترین سرعت و توان نوآوری را ایجاد می‌کند، اما ریسک‌های اخلاقی، اجتماعی و هویتی نیز در بالاترین حد خود قرار دارند. برای بهره‌برداری از این سناریو، سازمان‌ها نیازمند چارچوب‌های نظارتی و استانداردهای اخلاقی دقیق هستند.

این سه سناریو طیف وسیعی از آینده‌های ممکن نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI را نشان می‌دهند: از کنترل کامل انسانی و کمترین ریسک (هم‌زیستی تکمیلی)، تا نوآوری مستقل و حداکثر سرعت تصمیم‌گیری (نوآوری مستقل). استفاده از سناریوها به سازمان‌ها و پژوهشگران کمک می‌کند تا:

  • مسیرهای نوآوری و فناوری را با توجه به عدم‌قطعیت‌های جهانی شناسایی کنند؛
  • سیاست‌گذاری و طراحی سامانه‌های AI را به گونه‌ای انجام دهند که همزمان نوآوری و مسئولیت‌پذیری حفظ شود؛
  • قابلیت پیش‌بینی و تصمیم‌گیری استراتژیک را در محیط‌های پیچیده و در حال تغییر افزایش دهند.

در نهایت، این سناریوها پایه‌ای محکم برای طراحی نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI ایجاد می‌کنند و امکان مدیریت و هدایت تحولات فناورانه را با توجه به روندهای جاری و سیگنال‌های ضعیف فراهم می‌آورند.

۱۰- تحلیل و جمع‌بندی سناریوها

پس از طراحی سه سناریوی آینده (هم‌زیستی تکمیلی، تسهیل‌گر دیجیتال و نوآوری مستقل)، تحلیل و جمع‌بندی آن‌ها، چشم‌اندازی روشن از پیامدها، فرصت‌ها و چالش‌های نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش‌مصنوعی ارائه می‌دهد. هدف این مرحله، استخراج درس‌های استراتژیک برای تصمیم‌گیرندگان و پژوهشگران و شفاف‌سازی مسیرهای عملیاتی و سیاست‌گذاری است.

  1. سناریوی هم‌زیستی تکمیلی

در این سناریو، هوش مصنوعی به‌عنوان مکمل توانایی‌های انسانی عمل می‌کند و تمرکز بر همکاری انسان و AI است. پیامد اصلی، حفظ کنترل انسانی بر فرآیند نوآوری و کاهش ریسک‌های اخلاقی، اجتماعی و هویتی است. فرصت‌ها شامل ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری، افزایش نوآوری هم‌زمان با رعایت ارزش‌های انسانی و امکان ایجاد سامانه‌های AI با قابلیت پیش‌بینی دقیق و کمترین خطای انسانی است. چالش اصلی، نیاز به آموزش مداوم نیروی انسانی و ایجاد فرهنگ سازمانی هماهنگ با هوش ترکیبی است. این سناریو برای سازمان‌هایی که شفافیت، اخلاق و هماهنگی انسان و AI را اولویت می‌دهند، بهینه است و مسیر توسعه AI به‌عنوان شریک ارزش‌محور را تقویت می‌کند.

  • سناریوی تسهیل‌گر دیجیتال

در این سناریو، AI  نقش ابزاری پیشرفته برای شتاب‌بخشی فرآیند نوآوری و پیش‌بینی تحولات فناورانه ایفا می‌کند. پیامد اصلی، افزایش سرعت نوآوری و توانایی پاسخ به تغییرات سریع بازار است. فرصت‌ها شامل بهره‌گیری از تحلیل داده‌های بزرگ، تسهیل طراحی محصول و خدمت نوآورانه و کاهش هزینه‌ها و زمان توسعه نوآوری است. چالش‌ها شامل مدیریت ریسک‌های اخلاقی متوسط، نیاز به چارچوب‌های نظارتی و قانونی مناسب و تضمین شفافیت فرآیندهای تصمیم‌گیری است. این سناریو به‌ویژه برای سازمان‌هایی مناسب است که می‌خواهند AI را به‌صورت ابزار راهبردی استفاده کنند، بدون آنکه کنترل کامل انسانی را از دست بدهند.

  •  سناریوی نوآوری مستقل

این سناریو بیشترین تمرکز را بر استقلال AI در خلق و اجرای نوآوری‌ها دارد و نقش انسان در تصمیم‌گیری به حداقل می‌رسد. پیامد اصلی، حداکثر سرعت و توان نوآوری است؛ AI قادر است با تحلیل روندها و شناسایی سیگنال‌های ضعیف، راهکارهای نوآورانه را به‌طور مستقل خلق و پیاده‌سازی کند. فرصت‌ها شامل خلق محصولات و خدمات کاملاً نوآورانه، بهبود رقابت‌پذیری سازمان‌ها و استفاده حداکثری از پتانسیل‌های داده و فناوری است. چالش‌های این سناریو، ریسک‌های بالای اخلاقی و اجتماعی، تهدیدهای هویتی، نیاز به نظارت دقیق و ایجاد استانداردهای سختگیرانه برای تضمین ایمنی و شفافیت سامانه‌ها است. این سناریو به سازمان‌هایی توصیه می‌شود که آمادگی پذیرش ریسک بالا و زیرساخت نظارتی و فناورانه قوی دارند.

تحلیل مقایسه‌ای این سه سناریو نشان می‌دهد که هر یک ترکیبی از فرصت‌ها و چالش‌ها را ارائه می‌دهند:

  1. هم‌زیستی تکمیلی: کمترین ریسک، حداکثر ارزش انسانی و همکاری هوشمند، اما سرعت نوآوری نسبتا پایین‌تر.
  2. تسهیل‌گر دیجیتال: تعادل میان سرعت نوآوری و کنترل انسانی، فرصت‌های میانه برای رشد نوآورانه، ریسک‌های متوسط.
  3. نوآوری مستقل: حداکثر سرعت و نوآوری، اما بیشترین ریسک‌های اجتماعی، اخلاقی و هویتی.

از منظر نوآوری پیش‌بینانه، این سناریوها نشان می‌دهند که موفقیت سازمان‌ها وابسته به توازن میان استفاده از ظرفیت AI  و حفظ ارزش‌ها و کنترل انسانی است. سناریوها همچنین به شناسایی نقاط حساس برای سیاست‌گذاری و طراحی سامانه‌ها کمک می‌کنند: نیاز به چارچوب‌های اخلاقی، استانداردهای نظارتی، آموزش نیروی انسانی و آماده‌سازی زیرساخت‌های داده‌ای و فناورانه.

همچنین، شناسایی سیگنال‌های ضعیف و تحلیل روندها به سازمان‌ها امکان می‌دهد که پیش‌بینی به موقع و واکنش راهبردی داشته باشند، نه اینکه صرفاً به روندهای جاری واکنش نشان دهند. این ویژگی اساس نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI  است: پیش‌بینی، هدایت و خلق آینده به جای صرفاً تطبیق با آن.

در نهایت، جمع‌بندی سناریوها نشان می‌دهد که آینده نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی ترکیبی از تعامل انسان و ماشین، افزایش سرعت تصمیم‌گیری و نوآوری، و همزمان مدیریت ریسک‌های اخلاقی و اجتماعی خواهد بود. استفاده از این سناریوها می‌تواند مسیر راهبردی برای طراحی فناوری‌های نوآور، سیاست‌گذاری مسئولانه و توسعه سازمان‌های هوشمند فراهم کند.

۱۰- نتیجه­گیری

پژوهش حاضر با تمرکز بر نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی، تلاش کرده است تا با رویکردی آینده‌نگر، چشم‌اندازهای احتمالی تحول فناوری و نقش AI در هدایت نوآوری را ترسیم کند. تحلیل روندهای جاری، شناسایی سیگنال‌های ضعیف و طراحی سناریوهای آینده نشان می‌دهد که هوش مصنوعی نه تنها به‌عنوان ابزار، بلکه به‌عنوان یک همکار فعال در فرآیند نوآوری می‌تواند عمل کند و مسیرهای نوآوری پیش‌بینانه را شکل دهد.

در بحث روندها، روشن شد که سرمایه‌گذاری جهانی در AI، رشد سریع فناوری‌های مولد و توسعه زیرساخت‌های داده‌ای، زمینه‌های مناسبی برای تقویت نوآوری پیش‌بینانه فراهم کرده‌اند. این روندها نشان می‌دهند که AI به تدریج از یک ابزار کمکی به موتور اصلی خلق و پیش‌بینی نوآوری تبدیل می‌شود. همچنین، تحلیل سیگنال‌های ضعیف نشان داد که ظهور کاربردهای AI در حوزه‌های انسانی و اجتماعی، چارچوب‌های قانونی نوظهور و ادغام AI با فناوری‌های نوظهور، نشانه‌های اولیه تحولات عمیق در مسیر نوآوری هستند که سازمان‌ها و سیاست‌گذاران باید آن‌ها را جدی بگیرند.

طراحی سناریوها، این روندها و سیگنال‌ها را به سه چشم‌انداز آینده تبدیل کرد:

  1. هم‌زیستی تکمیلی:AI  به‌عنوان مکمل انسان عمل می‌کند، کنترل انسانی حفظ شده و ریسک‌های اخلاقی و اجتماعی کاهش می‌یابد.
  2. تسهیل‌گر دیجیتال: AI ابزار پیشرفته‌ای برای افزایش سرعت نوآوری و بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری است، اما نیاز به چارچوب‌های نظارتی و اخلاقی دارد.
  3. نوآوری مستقل: AI مستقلانه راهکارهای نوآورانه خلق می‌کند و بیشترین سرعت نوآوری را ارائه می‌دهد، اما ریسک‌های اجتماعی، اخلاقی و هویتی در بالاترین سطح قرار دارند.

تحلیل مقایسه‌ای این سناریوها نشان داد که موفقیت نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI به توازن میان بهره‌گیری از قابلیت‌های AI  و حفظ ارزش‌ها و کنترل انسانی بستگی دارد. هر سناریو مجموعه‌ای از فرصت‌ها و تهدیدهای منحصر به فرد خود را دارد، و انتخاب مسیر به اولویت‌ها و ظرفیت‌های سازمان بستگی دارد.

یکی از یافته‌های مهم پژوهش، امکان ظهور مفهومی نوظهور به نام هوش معنوی مصنوعی است. این مفهوم، زمینه‌ای فراهم می‌کند که AI بتواند در فرآیندهای تصمیم‌گیری و نوآوری، ابعاد اخلاقی، معنوی و انسانی را در نظر بگیرد و نه صرفاً تحلیل داده‌های کمی و آماری. این یافته نشان می‌دهد که نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI می‌تواند فراتر از تسهیل یا اتوماسیون فعالیت‌های سازمانی، خلق ارزش انسانی و اخلاقی را نیز هدف قرار دهد.

از منظر سیاست‌گذاری و طراحی سامانه‌ها، پژوهش نشان می‌دهد که چارچوب‌های قانونی و اخلاقی شفاف، آموزش نیروی انسانی، آماده‌سازی زیرساخت‌های داده‌ای و فرهنگی سازمانی هماهنگ با هوش ترکیبی، شرط لازم برای بهره‌برداری مؤثر و مسئولانه از AI در نوآوری پیش‌بینانه هستند. علاوه بر این، شناسایی به موقع سیگنال‌های ضعیف، توانایی سازمان‌ها را در پیش‌بینی و هدایت مسیر نوآوری به جای صرفاً واکنش به تحولات افزایش می‌دهد.

در جمع‌بندی نهایی، پژوهش حاضر چند پیام مهم دارد:

AI  از ابزار کمکی به شریک نوآورانه تبدیل شده است: سازمان‌ها باید از آن برای خلق نوآوری پیش‌بینانه استفاده کنند، نه صرفاً به‌عنوان ابزار تحلیلی.

توازن میان انسان و ماشین کلید موفقیت است: حفظ کنترل انسانی و ارزش‌های اخلاقی همراه با بهره‌گیری از قدرت AI، مسیر توسعه پایدار نوآوری را تضمین می‌کند.

سناریوها ابزاری برای تصمیم‌گیری راهبردی‌اند: طراحی سناریوهای متنوع به سازمان‌ها امکان می‌دهد در محیط‌های پرعدم‌قطعیت، سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری هوشمندانه داشته باشند.

ظهور هوش معنوی مصنوعی، فرصت و چالش جدید: این پتانسیل، AI را قادر می‌سازد نقش فعال در حوزه‌های انسانی و اجتماعی ایفا کند، اما نیازمند استانداردهای اخلاقی و نظارتی دقیق است.

در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی نه تنها امکان خلق فناوری‌های جدید، بلکه فراهم‌کننده مسیرهای آینده‌نگر و مسئولانه برای مدیریت تحولات فناورانه است. بهره‌گیری از تحلیل روندها، سیگنال‌های ضعیف و سناریوهای آینده، سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا در دنیای پیچیده و غیرقطعی فناوری، از واکنش‌پذیری صرف به هدایت و شکل‌دهی نوآوری پیش‌بینانه برسند.

پیشنهاد برای پژوهش‌های آینده

با توجه به یافته‌های این پژوهش و پویایی بالای حوزه هوش مصنوعی و آینده‌نگاری، لازم است مسیرهای پژوهشی جدیدی برای تعمیق و توسعه دانش در زمینه «نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی» طراحی شود.
پیشنهادهای زیر می‌توانند جهت‌گیری پژوهش‌های آینده را در این حوزه مشخص کنند:

  1. توسعه مدل‌های پیش‌بینی نوآوری بر پایه یادگیری ماشین

پژوهش‌های آینده می‌توانند به طراحی مدل‌های هوشمندی بپردازند که بر اساس داده‌های واقعی از صنایع مختلف، توانایی پیش‌بینی روندهای نوآوری را داشته باشند. این مدل‌ها می‌توانند در قالب سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری برای سیاست‌گذاران، شرکت‌های فناور و واحدهای تحقیق‌وتوسعه به کار گرفته شوند.

  • پژوهش درباره هوش معنوی مصنوعی

یکی از یافته‌های نوآورانه این پژوهش، مفهوم «هوش معنوی مصنوعی» است. تحقیقات آینده می‌توانند به شناسایی شاخص‌ها، چارچوب نظری و کاربردهای عملی این مفهوم بپردازند؛ برای مثال، چگونگی ادغام ارزش‌های اخلاقی، انسانی و معنوی در الگوریتم‌های یادگیری هوش مصنوعی و تأثیر آن بر تصمیم‌گیری‌های نوآورانه.

  • مطالعه تطبیقی میان صنایع مختلف در به‌کارگیری نوآوری پیش‌بینانه

پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی به بررسی تطبیقی صنایع مختلف مانند سلامت، انرژی، آموزش، و فناوری مالی در استفاده از نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر AI بپردازند. چنین مطالعاتی می‌تواند نشان دهد که کدام صنایع بیشترین آمادگی و اثربخشی را در بهره‌گیری از این رویکرد دارند.

  • تحلیل سیاستی و اخلاقی نوآوری مبتنی بر AI

از آنجا که توسعه AI پیامدهای اخلاقی، فرهنگی و قانونی گسترده‌ای دارد، پژوهش‌های آینده می‌توانند به طراحی چارچوب‌های سیاستی و حکمرانی هوش مصنوعی در حوزه نوآوری بپردازند. این پژوهش‌ها می‌توانند به تبیین مرزهای اخلاقی و الزامات قانونی برای جلوگیری از انحراف‌های احتمالی در مسیر نوآوری کمک کنند.

  • شناسایی و رصد سیگنال‌های ضعیف در مقیاس جهانی

پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده از ابزارهای تحلیل کلان داده‌ها و هوش مصنوعی برای شناسایی سیگنال‌های ضعیف جهانی در زمینه فناوری‌های نوظهور بهره بگیرند. چنین مطالعاتی می‌تواند به ایجاد سامانه‌های هشدار زودهنگام در حوزه نوآوری منجر شود.

  • طراحی سناریوهای تعاملی و پویا با استفاده از هوش مصنوعی مولد

یکی از مسیرهای جذاب آینده، استفاده از مدل‌های مولد مانند ChatGPT یا Gemini برای طراحی خودکار سناریوهای آینده است. پژوهش‌های آینده می‌توانند به بررسی قابلیت AI در مشارکت فعال در فرایند آینده‌نگاری، نگارش سناریوها و تحلیل پیامدهای احتمالی بپردازند.

  • ارزیابی تأثیر هوش مصنوعی بر فرهنگ سازمانی نوآورانه

پیشنهاد دیگر، مطالعه بر روی تأثیر ورود AI به فرهنگ سازمانی و رفتار کارکنان در فرایند نوآوری است. پژوهش‌هایی در این زمینه می‌توانند به درک بهتر تعامل انسان و ماشین در محیط‌های نوآورانه کمک کنند.

  • ایجاد مدل آینده‌نگاری بومی برای ایران

با توجه به تفاوت‌های فرهنگی، اقتصادی و فناورانه، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده چارچوبی بومی و متناسب با شرایط ایران برای نوآوری پیش‌بینانه مبتنی بر هوش مصنوعی ارائه دهند. این چارچوب می‌تواند به سیاست‌گذاری ملی در حوزه تحول دیجیتال و اقتصاد هوشمند کمک کند.

مراجع

  •  کمیسیون ملی یونسکو در ایران. (۱۴۰۱). توصیه‌نامه اخلاق هوش مصنوعی یونسکو. تهران: کمیسیون ملی یونسکو.
  •  اسلامی، س.، و موسوی، ع. (۱۴۰۰). آینده‌پژوهی و اخلاق فناوری: رویکردی ایرانی به آینده هوش مصنوعی. فصلنامه علم و فناوری آینده، ۶(۲)، ۴۱-۶۴.
  • امیری، ف.، و تاجیک، ن. (۱۴۰۱). تحلیل اخلاقی هوش مصنوعی و تأثیر آن بر هویت انسان. فصلنامه فناوری و جامعه، ۸(۳)، ۵۹-۸۲.
  •   ناصری، ه. (۱۴۰۰). معنا و معنویت در جهان دیجیتال آینده. فصلنامه اندیشه نو در دین‌پژوهی، ۵(۲)، ۹-۲۸.

 


[۱] Artificial Intelligence – AI

[۲] Predictive Innovation

[۳] Technology Intelligence

[۴] Big Data

[۵] Machine Learning

[۶] Innovation Clusters

[۷] LLMs

[۸] Evidence-based Policy

[۹] Innovation Management

[۱۰] Technology Foresight

[۱۱] Artificial Intelligence and Predictive Analytics

[۱۲] ASI

[۱۳] Data Bias

[۱۴] Hybrid Intelligence

[۱۵] Trend Analysis

[۱۶] Scenario Planning/Modeling

[۱۷] CB Insights شرکتی تحقیقاتی است که روندهای نوآوری و سرمایه‌گذاری جهانی را تحلیل و گزارش‌های استراتژیک ارائه می‌دهد.

[۱۸] Generative AI

[۱۹] S&P Global و WEKA IO شرکت‌هایی تحقیقاتی و فناوری هستند که روندهای سازمانی و فناوری‌های نوظهور از جمله هوش مولد را تحلیل می‌کنند.

[۲۰] IDC یک مؤسسه تحقیقاتی جهانی است که تحلیل داده‌ها و روندهای فناوری و هوش مصنوعی برای تصمیم‌گیری سازمان‌ها ارائه می‌دهد.

[۲۱]McKinsey & Company یک شرکت مشاوره مدیریتی جهانی است که تحلیل‌های استراتژیک و فناوری برای تصمیم‌گیری سازمان‌ها ارائه می‌دهد.

[۲۲] foundation models

[۲۳] Hybrid Intelligence

[۲۴] Digital Facilitation

[۲۵] Autonomous Innovation